محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )
1731
تاريخ الطبرى ( فارسي )
آن رفت و صف عجمان را بشكافت و به دنبال فيل اول از عتيق گذشت . و فيلان با صندوقها كه بر آن بود سوى مداين رفت و همه كسان كه در صندوقها بودند تلف شدند . زياد گويد : وقتى فيلان برفت و مسلمانان سوى پارسيان راه يافتند و سايه بگشت ، مسلمانان حمله بردند و سواران كه آغاز روز جنگيده بودند به حمايت آنها پرداختند و شجاعت نمودند و تا شبانگاه جنگ شمشير روان بود و دو طرف تلفات مساوى داشتند ، زيرا وقتى با فيلان چنان كردند شتران زره دار را به گروه كردند كه با فيلان بر آمد و آن را عقب زد . زياد گويد : و چون شبانگاه رسيد و هنگام شب نيز جنگ بود ، جنگ بسيار سخت شد و دو طرف پايمردى كردند و مساوى در آمدند و از هر دو سو بانگ و غوغا بود و آن را ليلةالهرير ناميدند كه پس از آن در قادسيه هنگام شب جنگ نبود . عبد الرحمن بن جيش گويد : در ليلةالهرير سعد ، طليحه و عمرو را سوى گدارى كه زير اردوگاه بود فرستاد كه مراقب باشند مبادا دشمن از آنجا بيايد و گفت : « اگر دشمن پيش از شما آنجا رسيد مقابل آنها جاى گيريد و اگر ديديد كه از آن خبر دار نشده همانجا بمانيد تا دستور من بيايد . » عمر به سعد دستور داده بود كه سران اهل ارتداد را به صد كس نگمارد و چون عمرو و طليحه به گدار رسيدند و كس را آنجا نديدند طليحه گفت : « خوبست از آب بگذريم و از پشت سر عجمان درآييم » عمرو گفت : « نه ، از پايينتر عبور مىكنيم » طليحه گفت : « آنچه من مىگويم براى مردم ما سودمندتر است » عمرو گفت : « مرا به كارى مىخوانى كه تاب آن ندارم » آنگاه از هم جدا شدند و طليحه از ماوراى عتيق به تنهايى راه اردوگاه گرفت و عمرو با همه كسانى كه هردوان همراه برده بودند پايين رفت كه به دشمن تاختند